نیوی، زنی جوان و سرزنده، در آستانه ازدواج با رحب احمد، سیاستمداری ثروتمند و قدرتمند، قرار دارد. اما نیوی از این ازدواج اجباری و زندگی تحت کنترل رحب وحشت دارد. او مصمم به فرار است و در سفری پرمخاطره، به دنبال آزادی خود میرود. در این مسیر پرماجرا، نیوی با زنی به نام نیودیتا سینگ آشنا میشود. نیودیتا گذشتهای پرمخاطره و رازآلود دارد و به نیوی کمک میکند تا از چنگ رحب و خانوادهاش فرار کند. اما فرار نیوی آسان نیست. رحب و خانوادهاش که از قدرت و نفوذ بالایی برخوردارند، به دنبال او هستند و برای بازگرداندن نیوی به هر کاری دست میزنند. نیوی و نیودیتا در طول این سفر با چالشها و خطرات متعددی روبرو میشوند و رازهای تاریکی از گذشته خانواده رحب فاش میشود.