از زبان شما

بررسی عطرهای کلیدی در فیلم‌های سینمایی: رایحه‌هایی که داستان را تغییر می‌دهند

فکر کن به فیلمی که در آن یک بوی خاص همه چیز را عوض می‌کند. مثلا در صحنه‌ای، شخصیت اصلی یک عطر مردانه قوی مثل دیور هوم اینتنس را استشمام می‌کند و ناگهان خاطره‌ای قدیمی زنده می‌شود و مسیر داستان تغییر می‌کند. عطرها در سینما فقط یک جزئیات نیستند؛ گاهی اوقات مثل یک شخصیت پنهان عمل می‌کنند که احساسات را برمی‌انگیزند و حتی تصمیم‌های بزرگ را تحت تاثیر قرار می‌دهند. در این مقاله، به سراغ همین رایحه‌های مهم می‌رویم که در فیلم‌های مختلف نقش بازی کرده‌اند. از فیلم‌های قدیمی تا کارهای جدید، می‌بینیم چطور عطرها داستان را می‌سازند یا حتی آن را دگرگون می‌کنند. اگر دوست داری بدانی چطور یک بوی ساده می‌تواند کل یک فیلم را جذاب‌تر کند، با من همراه باش.

تاریخچه عطر در سینما

عطرها از همان روزهای اول سینما وارد صحنه شدند. در دهه‌های اولیه قرن بیستم، کارگردان‌ها شروع کردند به استفاده از بوها برای واقعی‌تر کردن فیلم‌ها. مثلا در سال ۱۹۵۹، سیستمی به نام اسمل-او-ویژن اختراع شد که بوها را همزمان با فیلم پخش می‌کرد. این سیستم در فیلمی مثل “بوی راز” استفاده شد، جایی که بوهای مختلف مثل گل رز یا تنباکو به سالن سینما پمپ می‌شد تا تماشاگر احساس کند واقعا داخل داستان است.

در دهه ۱۹۶۰، رقابت بین دو سیستم آروماراما و اسمل-او-ویژن بالا گرفت. هر کدام سعی داشتند بوها را به سینما بیاورند، اما در نهایت هیچ‌کدام موفق نشدند. این ماجرا نشان می‌دهد چقدر بو در داستان‌گویی مهم بوده، حتی اگر تکنولوژی‌اش آماده نبود.

امروز، عطرها بیشتر بخشی از داستان هستند تا یک ابزار فنی. کارگردان‌ها از آن‌ها برای نشان دادن شخصیت‌ها یا ایجاد جو استفاده می‌کنند.

فیلم‌های کلاسیک و عطرهای ماندگار

بیایید از فیلم‌های قدیمی شروع کنیم. یکی از معروف‌ترین‌ها “بوی زن” است که در سال ۱۹۹۲ ساخته شد. در این فیلم، شخصیت اصلی که نابیناست، از حس بویایی‌اش برای تشخیص عطرها استفاده می‌کند. او به Fleur de Rocaille و Floris اشاره می‌کند که هر دو عطرهای کلاسیک انگلیسی هستند. این بوها نه تنها شخصیت را نشان می‌دهند، بلکه بخشی از دیالوگ‌های کلیدی فیلم می‌شوند.

در “یک آمریکایی در پاریس” از سال ۱۹۵۱، شخصیت زن در یک فروشگاه عطر کار می‌کند. صحنه‌های آنجا پر از بطری‌های مختلف است که جو رمانتیک فیلم را می‌سازد. عطرها اینجا نماد زیبایی و عشق هستند.

مریلین مونرو هم با عطرش معروف شد. در مصاحبه‌ای گفت که شب‌ها فقط شانل شماره ۵ می‌پوشد. این جمله در فیلم‌های زیادی الهام‌بخش بود و شانل شماره ۵ را به یک icon تبدیل کرد. مثلا در “صبحانه در تیفانی”، عطرها بخشی از سبک زندگی لوکس هستند.

ریتا هی‌ورث هم Shalimar از گرلن را دوست داشت. این عطر شرقی در فیلم‌های دهه ۱۹۴۰ مثل “گیلدا”، حس رمزآلودگی را اضافه می‌کند.

در “پرنده‌خانه” از سال ۱۹۹۶، صحنه اول در یک فروشگاه عطر است. بطری‌های دهه ۸۰ و ۹۰ مثل ایو سن لوران پاریس دیده می‌شوند که داستان کمدی را شروع می‌کنند.

این فیلم‌ها نشان می‌دهند عطرها چطور می‌توانند خاطره بسازند. یک بوی ساده، تماشاگر را به دنیای فیلم می‌برد.

بررسی عطرهای کلیدی در فیلم‌های سینمایی رایحه‌هایی که داستان را تغییر می‌دهند

عطرها در فیلم‌های مدرن و تاثیرشان بر داستان

حالا به فیلم‌های جدیدتر برسیم. “عطر: داستان یک قاتل” از سال ۲۰۰۶، یکی از بهترین مثال‌هاست. داستان درباره مردی است که حس بویایی فوق‌العاده‌ای دارد و برای ساخت عطر عالی، دست به کارهای خطرناک می‌زند. عطرها اینجا محور کل plot هستند و بدون آن‌ها، داستان وجود ندارد.

در “کوکو قبل از شانل” از سال ۲۰۰۹، زندگی کوکو شانل روایت می‌شود. عطر شانل شماره ۵ چطور ساخته شد و چطور صنعت مد را تغییر داد. این فیلم نشان می‌دهد عطرها نه تنها بو هستند، بلکه بخشی از هویت.

“مولن روژ!” از سال ۲۰۰۱، پر از جو پاریسی است. عطرها مثل اوپیوم از ایو سن لوران در تبلیغات فیلم استفاده شدند که حس دهه ۱۹۰۰ را می‌سازند.

در فیلم‌های ترسناک هم عطرها نقش دارند. مثلا در “روان آمریکایی”، عطرها بخشی از شخصیت پاتریک بیتمن هستند. برند Xyrena حتی عطری الهام‌گرفته از این فیلم ساخت.

بازیگران گاهی عطرهای خاص برای نقش‌شان انتخاب می‌کنند. مثلا در “خانه گوچی”، لیدی گاگا از ویکتوریا سیکرت استفاده کرد تا وارد شخصیت شود.

رابرت پتینسون در تبلیغات دیور هوم اینتنس ظاهر شد که جو شهری و مردانه را نشان می‌دهد. این تبلیغات مثل فیلم‌های کوتاه هستند و عطر را به سینما وصل می‌کنند.

در “زندگی بالا” یا “فانوس دریایی”، پتینسون از عطرها برای عمق دادن به نقش استفاده کرد، هرچند مستقیم در داستان نیست.

این مثال‌ها نشان می‌دهند عطرها در سینمای مدرن، ابزار قدرتمندی برای داستان‌گویی هستند.

عطرهای الهام‌گرفته از فیلم‌ها

بعضی عطرها مستقیم از فیلم‌ها الهام گرفته شده‌اند. مثلا CK2 از کالوین کلین، جو ساحلی یک فیلم را یادآوری می‌کند.

یا L’Interdit از ژیوانشی که برای آدری هپبورن ساخته شد و در فیلم‌هایش ظاهر می‌شود.

برند Xyrena عطرهایی برای فیلم‌های ترسناک مثل “کشتار با اره زنجیری تگزاس” ساخت.

این عطرها طرفداران را به دنیای فیلم برمی‌گردانند. می‌توانی آن‌ها را بخری و احساس کنی بخشی از داستان هستی.

فروشگاه‌های معروف برای خرید این عطرها

اگر می‌خواهی این عطرها را امتحان کنی، فروشگاه‌های بزرگی مثل سفورا گزینه خوبی هستند. آن‌ها انواع برندها از شانل تا دیور را دارند و می‌توانی تست کنی.

نوردستروم هم عالی است. بخش عطرهایش پر از گزینه‌های لوکس مثل گرلن و کرید است.

بلومینگدیلز در آمریکا معروف است به فروش عطرهای کلاسیک که در فیلم‌ها دیده‌ایم.

در انگلیس، هارودز و سلفریدجز بهترین جا برای پیدا کردن ایو سن لوران یا ژیوانشی هستند.

نیمان مارکوس هم عطرهای خاص مثل آن‌هایی که از فیلم‌ها الهام گرفته شده‌اند را عرضه می‌کند.

این فروشگاه‌ها نه تنها فروشنده هستند، بلکه مشاورانی دارند که کمک می‌کنند عطر مناسب پیدا کنی.

نتیجه‌گیری

عطرها در سینما بیشتر از یک جزئیات هستند؛ آن‌ها داستان را زنده می‌کنند و احساسات را عمیق‌تر. از فیلم‌های کلاسیک مثل “بوی زن” تا مدرن مثل “عطر: داستان یک قاتل”، رایحه‌ها مسیر را تغییر می‌دهند. اگر فیلمی دیدی که بویی در آن نقش داشت، دفعه بعد بیشتر دقت کن. شاید بخواهی همان عطر را از سفورا یا نوردستروم بخری و خودت تجربه کنی. سینما بدون بوها، چیزی کم دارد. حالا نوبت توست که این رایحه‌ها را کشف کنی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا